بی تو ... به یاد تو ... برای تو
باز امشب چشم من باراني است
باز درياي دلم طوفاني است
در نگاهم حسرت و اندوه يار
باز در آب مي زند دل بي گدار
نور فانوسه دلم تاريكي است
باز غصه در همين نزديكي است
اشك پشت پلك من در مي زند
باز دل در غصه پر پر مي زند
خنده هاي من دروغي بيش نيست
باز يارم همدمي جز خويش نيست
در پسه لبخند من بغضي سياه
باز در چشم قطره آبي كيميا
ياد آورده دلم چشمانه او
باز من هستم و باز فقدان او
حسرتا آن روزگار و آن بهار
باز تنها قابه عكسي يادگار
تلخيه شب را دگر تابي نه هست
باز شكر در اين فغان آيينه هست
عكس خود را همدمه دل مي كنم
باز دله ديوانه عاقل مي كنم
اسب جانم سوي نابودي دويد
باز چشم بسته را چشمي نديد
يه سكوت به رنگ گريه رو لب زخميه بسته
خاطره تو پيرهن اشك تو چشه غمگينه خسته
يه نفس با يك دله تنگ ميون زندونه سينه
دو تا چشم كه دلبرش رو ديگه هيچوقت نميبينه
با يه حسرت تو نگاه و با يه دنيا آرزوي يخ زده
تك و تنها وسط يه دشت زرد و خرمن ملخ زده
قاب قلبش خط خطي پره زخمه خنجراي روزگار
روزگارش سرد و بي روح پره از ثانيه هاي بي بهار
يه نگاه به آسمون به اميد ديدن چشماي اون
تيكه ابري شكله اون چشماي خيس و مهربون
دو تا دست پينه بسته از فراق دست گرم عاشقي
توي تاقچه گلدونه پژمرده ي گلاي ناز و رازقي
يه نوشته مونده از فرشته ي قصه غم يادگاري
روش نوشته بعد كوچم از چشات اشكي نباري
پيرهني با عطر كافور تو تن ظريف و يكدونه عشق
مشتي خاك و گل سرد بايه گودال شده خونه عشق
يه كوچه كه تهش راهي به خوشبختيه فردا ها نداره
يه خيابون كه ياد شكستن كمر تقدير رو مياره
.....................................................................................................................................
صداي بارون مياد صداي بارونه خون
از چشاي خيس عشق از تو قلب نيمه جون
هق هقه تلخ يه غم پشت آهي سينه سوز
با دله عاشقمه نيمه شب يا نيمه روز
پره ترديده دلم توي بهت و بي كسي
تو دلم پيدا نشد رد پاي هيچ كسي
با دلم هيشكي نشد يه رفيقه موندني
آخره قصه ي من نه زيباست نه خوندني
پره خالي بودنم خالي از حضور تو
توي تاريكي اسير بعد كوچه نور تو
دستاي سرد منو كسي گرمايي نداد
قسمت هيشكي نشد سوز اين عشق زياد
پره اشكه گونه هام اشك بي همنفسي
رو به روم تنهاييه پشت سر دلواپسي
ببار ابر چشم من رو كويره زندگيم
روزگار سنگي بذار رو آواره خستگيم
ديگه هيچي نگو اي دل بسوز و بساز با دردت
نگو چيزي تا نسوزه عاشقي از آه سردت
ديگه حرفي مگه مونده ديگه اشكي مگه مونده
اين همه عاشقي از تو حتي نامه تو نخونده
همه درداتو نگهدار پشت بغض و اشك و حسرت
خاطره هاشو بسوزون بسپارش به دست قسمت
نگو با من نميتوني عشقشو از دل بروني
نگو ميخواي باز به يادش شعر غمگيني بخوني
نه عشقي داره نه احساس واسه اينه تك و تنهاست
برده امروز از تو اما اون شكست خورده ي فرداست
دلم اشكاتو نگهدار ديگه بسه نكن اصرار
دلش تو خواب و خياله اونو به تنهايي بسپار
نه يه احساسي نه چيزي حيفه واسش اشك بريزي
قلبه پاكم بسه گريه واسه خيلي ها عزيزي
رو لبهات خنده رو جا كن دست سردش رو رها كن
واسه تنهاييه شبهات عشق تازه اي صدا كن
بيرونش كن از تو سينه نذار تو يادت بشينه
بگير دست گرمي ديگه بذار دستاتو ببينه
داره بارون باز مي باره نم نمك از چشم خيسم
خاطراته تو رو دارم زير اشكام مي نويسم
اشك من بوي تو داره بوي ته مونده ي حرفات
نگاهت ياده دلم هست اون نگاهه خيس چشمات
بوي بارون عطرتو داره هميشه
اينهمه اشك چرا بارون بند نميشه
نفسام رو به زواله گريه هام دست خودم نيست
حتي باز هم توي چشمام ابراي بغض كرده كم نيست
من تمومه نفسامو به تو ميدم
اما اشكو به نگاهه تو نميدم
آسمون بغضت رو واكن حيف از اين ابراي تيره
اشك بريز ببين كه قلبت داره از غصه مي ميره
اگه رفته قسمت اين بود تقدير تو اينچنين بود
بده اشكاتو به ديروز بگو بغض آخرين بود
تنها تر از يه بي كسي به رنگ تقدير شبم
خالي تر از حضور تو هنوز واست تشنه لبم
تاريكتر از دلواپسي تو كنج دنج اين قفس
زخمي تر از يه عشق تلخ تو كوچ آخرين نفس
قاصدكم كجا پريد كجا نشست كجا رسيد
نگاه بي گناهشو وقت سفر كسي نديد
از همه دنيا نا اميد با پيرهني پاك و سفيد
غربت رو جا گذاشت و رفت رو بال ابراي سفيد
تنهاييمو پنهون كردم تو قلب سرد و پر غمم
سردي دستامو دادم به التهابه ماتمم
خاطره مو ورق بزن وسعت گريه مو ببين
فاصله ها مو خط بزن اشكامو از گونه بچين
كي ميدونه از اين شبا تا كي بايد فرار كنم
تا كي بايد غصه هارو واسه دلم شكار كنم
تا كي بايد از بي كسي خنده هامو باد ببره
حضور تو مثه يه خواب از روزگارم بپره
ثانيه ها رو ميكشم حوصله ي دل سر نره
آروم بگيره قلب من نگاتو از ياد نبره
کاشکی اون لحظه آخر کنارت بودم عزیزم
تا وقت بستن چشمات قطره اشکی بریزم
کاشکی اشکامو میدیدی خبرو وقتی شنیدم
زندگیم مثل قفس شد از خواب و رویا پریدم
از خواب سرد زمستون از خواب بچه گیامون
از خواب سبز جوونی خاطرات عاشقیمون
لحظه آخره پرواز دستامو کاش می گرفتی
حالا که رفتی عزیزم تو چرا تنهایی رفتی
کاشکی چشمامو می دیدی وقتی جون دادی به ابرا
تا ببارن روی گونه ام قطره های غمه فردا
کاشکی چشمامو میبستم وقتی تو چشماتو بستی
تو دنیای خالی از عشق سمبل عاشقی هستی
....................................................................................................
یادگار
چرا ای عشق زنده باشم وقتی چشمای تو بسته است
تو حضور خالیه تو وقتی ساقه هات شکسته است
قلب من نزن که دیگه عشق موندنی نمونده
ای نفس بالا نیا غم واسه دل اشهدو خونده
وقت پرپر شدن تو مثل قلب عشق شکستم
توی تنهایی و غربت به انتظار تو نشستم
پر زدی مثل پرستو با پری شکسته از من
با دلی شکسته از عشق کمری شکسته از غم
پر زدی تا بینهایت با لبخندی خشک و خالی
تو خیال و خاطراتم عکست اما یادگاری
ای عروس خاطراتم گل پر زخم زمونه
دلبر غمای دنیا کفتر بی آشیونه
توی تنهایی شبها دست تو دست غم نذاری
اگه همرنگ غم هستم منو یاد دل نیاری
تو مرگ بیداری عشق تو خیال کنار من باش
بین این همه فراموش تنها یادگار من باش
كوله بار
ميخونم دوباره از تو
اي زلال پاك آبي
ميشنوي بگو صدامو
آدما ميگن تو خوابي
مگه تو نگفته بودي
تا ابد برام ميموني
چرا تو بارون چشمام
واسم از رفتن ميخوني
من كه عاشق تو بودم
چي شد دل ازم بردي
چرا كوله بار و بستي
منو دست غم سپردي
ديگه دستاتو ندارم
خزونه حالا بهارم
تو شب تاريك و تيره
گم شده تنها ستاره ام
ديگه دنيام بي فروغه
شب دلتنگيم شلوغه
همه ي عشقاي دنيا
بي صبا واسم دروغه
........................................................
صبا
اگه من غریب و تنهام اگه من بی کس و رسوام
اگه شادم یا که خندون اگه غمگینم و گریون
عشقه تو مثه یه خونه توی قلب من میمونه
نمیشه از تو جدا شد اینو هر کسی میدونه
صبا قلبمو شکسته بغض راهه گلومو بسته
تو شدی لیلیه مجنون اما زندگی چه سخته
عشق اولم تو بودی ماه مهتابیه شبهام
دیگه مهتابی ندارم تو بودی مرهمه دردام
زندگی بی تو چه سخته اما من طاقت میارم
با نگاه به عکس نازت یاد اون روز و میارم
روزایی که با تو بودم با تو زندگی میکردم
روزای خوش و قشنگم روزایی که با تو بودم
حسرت وجود پاکت داشتن گرمی دستات
طنین صدای سازت برق اون نگاه چشمات
................................................................................................
يادت به خير گله من
باز ياد چشمات پيچيد تو قلبم باز روي گونه ريخت اشك سردم
باز آسمونه دل رنگ ابر شد باز واسه عشقت دل پر تب شد يادت به خير گله من
پر زدي رفتي دل پريشونه رفتي از عشقت داره مي خونه
كاشكي بياي به خوابم
از وقتي رفتي دل پره خونه اشك توي چشمام داره بهونه
بغض سياهي توي صدامه غمه عجيبي توي نگامه
طعمه ي غم ها شدم تنهاي تنها شدم
تو پر كشيدي رو بال ابرا شهر دلم شد خونه دردا
بدجوري تنها شدم خونه ي دردا شدم
.....................................................................................................
بیستم خرداد
کاشکی که گم شه از توی تاریخ
روزی که اشکه قلب منو ریخت
روزی که عشق و زندگی جون داد
روز تباهی بیستم خرداد
از توی تقویم کاشکی که پاک شه
مثه عشقه من کاشکی که خاک شه
ازش بپرسین چی بود گناهم
توشه ی راشه بگین که آهم
بگین صبامو کجا تو بردی
چرا نگامو به غم سپردی
کاشکی یه روزه خوش هم نبینه
کاشکی به خاک سیاه بشینه
چه زوری آخه بهش رسوندیم
گناهی کردیم که عاشق بودیم؟
بیستم خرداد عاشق نبودی
داشتی می سوختی توی حسودی
صبامو بردی تا اشک بریزم؟
اشکامو دیدی بازم بریزم؟
اون دنیا هم هست به چیت مینازی؟
بیستم خرداد ازم میبازی
از توی تاریخ پاک میشی آخر
مثه گله من تو میشی پرپر
صبا تو قلبم هنوزم زنده اس
روز مرگ تو آغازه خنده اس
ورق بزن هق هقمو تو بغض تلخ اين مزار
بشين كنار قبر من درد دلامو بشمارم
دلم گرفته نازنين برات يه سينه حرف دارم
كنار اين خاك صبور غربتمو حوصله كن
تو خط به خط گريه هات خاطره هامو دوره كن
ميخوام بگم يادت نره خاطره هامونو عزيز
نه نميگم گريه نكن اشك بريز اشك بريز
يادت نره يه روزي قلب پر از غصه سرد
غربت چشماي تو رو با گريه هاش ترانه كرد
تنهايي بد جوري داره حوصله مو سر ميبره
حاله تو بدتر از منه حال من از تو بدتره
بازم بيا ترانه ات رو تو گوش لحظه هام بخون
بذار تا آروم بگيرم يه كم كنار من بمون
بذار صداي گريه مون گوش زمين و كر كنه
بذار كه اشك من و تو گونه عشق و تر كنه
بذار خدا ببينه كه من و تو مال هم بوديم
جواب بي جوابيه سوال حال هم بوديم
گريه كن اينجا آخره خط ظريف احساسه
كسي به ما گير نميده؟ كسي ما رو نميشناسه؟
گريه كن اخه عشق تو اينجا غريب و بي كسه
غربت قبر من از اون اشكاي تو مشخصه
حالا كه سهمم از چشات هيچي به جز خاطره نيست
يه يادگاري از خودت رو سنگ قبرم بنويس
............................................................................................................
مرگ تدریجی
توي شهري سرد و ساكت توي روزگاري تاريك
تو غروبي پره كينه توي يه كوچه ي باريكبه ياد روزي كه بودي قدم هامو بر ميدارم
كوچه با من مونده اما ديگه دستاتو ندارمپا ميذارم جاي پاهات روي سنگفرشاي كوچه
ميزنم داد اي خدايا چرا دنيات تلخ و پوچهدست نوشته ات روي ديوار مونده واسم يادگاري
رو زمين اشكام ميريزه تو رو ابرا رهسپاري
ديگه طاقتي نمونده واسه ساختن با زمونه
به خدا بگو وحيد رو رو زمين نذار بمونهآره برگشتي نداري تا قيامت تك و تنهام
غير مرگ هيشكي نميشه مرهمي به روي درداماي خدا غصه رو كم كن تو دل غم پر غم كن
برسون منو به عشقم ريشمو پره تبر كننفسم بند شده ديگه خشك شده چشمه چشمام
به بزرگيت نميتونم به بزرگيت تك و تنهام
بس كه دلتنگ شده قلبم بس كه غم توي صدامه
مرگ تدريجيه قلبم طمع تلخ لحظه هامهتو چشام بارون اشك و تو نگام غصه ي پنهون
توي دنيات يه پرنده ام رهام كن از توي زندون
......................................................................................................................
دلتنگی
بازم که اشک هواتو کرد آخه دلم تنگ شده باز
دوباره بغض کرده چشام دوباره غمگین شده ساز
بازم که گریه میکنی تو سینه ی سنگین خاک
صداتو قلبم میشنوه غصه نخور ای عشق پاک
اشکات میدونم نازنین برای اشکای منه
بخند و با غم ها نباش اشک آخه تنها راهمه
باید که بغض دلمو با اشک واست خالی کنم
چی میشد واسه موندنت میتونستم کاری کنم
صبا گلم منو ببخش که سر خاکت نمیام
تحملم خیلی کمه حد نداره خسته گیام
طاقت نداره چشم من اسمتو رو سنگ ببینه
فکر شو میکنه دلم رو گونه شبنم میشینه
چذا به خوابم نمیای نکنه قهر کردی باهام؟
گوش کن صدای قلبمو صبا میخوام صبا میخوام
یادت به خیر خوشگل من یاد تموم خوبیات
...................................................................................................
تنهایی
التماس نگاهمو تو بارون اشکام ببین
بازم بیا به خواب من بازم تو رویاهام بشین
بازم بیا واسه دلم خاطره هاتو زنده کن
تا رو شونه ات اشک بریزم ولی تو باز گریه نکن
تنهایی آزارت میده تو قبر سرده تنگ و تار
حال منم اینجوریاست هر لحظه میرم سر دار
تا اون بالا بغض میکنی حس میکنم روی زمین
راه داره میگن دل به دل گریه نکن فقط همین
وقتی تو گریه میکنی قلبم از جا کنده میشه
اشک میشینه توی نگام از غمت آکنده میشه
وقتی میری شب میرسه سرد میشه روزگار من
نفس تو سینه نمیاد پایون میگیره کار من
همین روزا منم میام تموم میشه دلتنگیا
رنگ میبازه غصه و غم تنها میشه تنهاییا
تو دلم یه عالمه حرف زندگیم ساکت و بیصرف
منم اون برگ پاییزی به زیر سنگینی برف
مهری از سکوت رو لبهام ستاره نداره شبهام
با خسوف ماه زیبام دیگه سنگینه نفسهام
چه هوا مسمومه امشب از خوشی محرومه امشب
ماه من دوستم نداره از نگاش معلومه امشب
دلبرم چه تلخی امشب با نگام جه سردی امشب
با یه دنیا بی وفایی قاتل قلبمی امشب
مونده قلبم بی دریچه شبه بی تو رنگه هیچه
ماه من عطر جدایی نذار تو هوا بپیچه
فکر قلب بیکسم باش لااقل ستاره ام باش
موندنی اگه نمیشی تا ته ترانه ام باش
چه هوا مسمومه . . .
دلبرم چه تلخی . . .
واسه یکبار باورم کن شب چهارده خبرم کن
یا قایم شو پشت ابر زیر اشک دل ترم کن
کاش غروره ای غرورو شب تلخ و سوت و کورو
بشکنی تو نور مهتاب نه بگی فصل عبورو
............................................................................
واسه تو
واسه تو دارم میخونم ای تو که تو آسمونی
به اشکات قسم عزیزم توی قلب من میمونی
تا بودی دلم نفهمید کیه که واسش میمیره
حال که رفتی میدونه دیگه اما خیلی دیره
وقتی گفتی با نگات به آخر رسیدی وقتی که به آسمون عاشقونه پر کشیدی
وقتی که ستاره تو از شب تاریکم چیدی گریه های قلبمو نگو که هرگز ندیدی
وقتی که تو دل خاک خونه ای ساختی تنگ و تار دیدی که چشمای من بارید چو ابرای بهار
قلب من آزرده شد از بازی های روزگار واسه تو غمگین شده آهنگ و نتهای گیتار
دیگه بی تو بی کسم پرنده ای تو قفسم
کاش میشد پر بزنم به با تو بو دن برسم
حالا من تو شب تار تو رقص سیمای گیتار
میخونم با یاد تو به یاد لحظه ی دیدار
.....................................................................................
مست و هوشیار
تو رو احساس میکنم هر جایی که پا میذارم
تو کنارمی همیشه هر قدم که بر میدارم
هنوزم عطر نفسهات روی گونه هام میشینه
هنوزم چشمای من هر جایی تو رو میبینه
هنوز از درد غمت دنیای تو نگاهم مونده
انگار تقدیر منو با رفتنت دنیا سوزونده
ولی باز چشم تو رو من میبینم خواب و بیدار
با چشات حرف میزنم شب و روز مست و هوشیار
اگه ترکم کرده ای چرا نمیری
از خیال و خاطرات و روزگارم
اگه خواب نیست و خیال چرا نمیگی
تو کنار من نشستی و من بیدارم
مي خواي دنياي منو ازم بگيري
انگار تنها نيستي و يه جايي گيري
ميخواي ماتم بذاري رو قلب خستم
ميخواي بدتر بشم از ايني كه هستم
مي خواي دنيامو كني رنگه سياهي
ميخواي رو دلم ببيني باز يه آهي
ميخواي بي پرده بگي دوستم نداري
بعد عمري دله من اوله راهي
مي خواي بازي بگيري احساس پاكو
مي خواي رو تنم ببيني تله خاكو
مي خواي تقديرم بشه گريه ي بي تو
با دلم آره عزيز غريبه اي تو
دنيا بسه قلبه من ديگه بريده
از مرامه روزگار خيري نديده
مي خوام از دنيا برم پيشه عزيزم
آخه تا كي بايد اشكامو بريزم ؟
اومدي ديشبه من با تو سحر شد
بي خيال شدي منو باز گونه تر شد
من عجولم روزگار مرده صبوريم
برو بشكن من و دل تنگه بلوريم
برو بشكن من خودم هواتو دارم
آخه تو چشماي تو جايي ندارم
تيغ و رو شاهرگه من بكش كه سيرم
دارم از بي كسي و غصه مي ميرم
ديگه فردا رو نمي خوام بي نگارم
ديگه عاشقي رو حتي دوست ندارم
مي خوام تنها باشم تا روزي كه هستم
بي وفا بود دختري كه پاش نشستم
روي قبرم بنويس از عاشقي مرد
ولي هيچ معشوقه اي واسش نمي مرد
.......................................................................
آرزوي تو رو داشتم
يه زموني
جز نگات عشقي نداشتم
قاب چشمات پره من بود
بوسه هات رو گونه هام بود
يادته ؟ گفتي ميخوني قصه ی عشقو ميدوني
رفتي با يه ياره ديگه گفتي كه خوش ميگذروني
گفتي به ياره جديدت سلامم رو مي رسوني
من شكستم پشت حرفت از دلم تو چي ميدوني؟
گفتي كه از عاشقوني ولي باز با اين و اوني
بوسه از غنچه ی لبهات عشق من بود يه زموني
آره ميگم يه زموني چون نميخوام كه بموني
نمي بخشم تو رو ديگه نوش جون اين پشيموني
.................................................................
دارم میام کنارتو همین روزا میبینمت
میون گلهای بهشت صبا بازم میچینمت
دوباره تو گلدونه دل ریشه هاتو خاک میکنم
دست میکشم رو گونه هات اشکاتو باز پاک میکنم
خدا می دونست دله من طاقت دوری نداره
میخواد دوباره دستاتو تو دستای من بذاره
ثانیه های لعنتی حوصلمو سر می برن
آخه یکی یکی میان اما منو نمی برن
وقتی شنیدم نفسام داره به آخر میرسه
اشکام اومد گفتم خدا دستم به دستش میرسه؟
این نفسای آخری چرا تموم نمیشه پس؟
خدا فرشته ات کی میاد چرا نمی میره نفس؟
حالا فقط یه غم دارم اشکای پاکه مادرم
خداحافظ بابا جونم ای خواهرم برادرم
عاشق شو عاشق شو
دنيا بي عشق تلخ و سرده
دنيا بي عشق رنگه درده
دنيا بي عشق رنگه شبهاست
عشق نباشه قلبا تنهاست
ولي با عشق حتي شبها مي شه روشن با ستاره
ديگه از چش ماي عاشق بارونه اشك نمي باره
مگه ميشه كه يه عاشق پا روي عشقش بذاره
بشه خيره تو چشم تو بگه دوستت نداره
نه نميشه آسمونش پر ميشه از ابر تيره
ميشه دلتنگ روي لبهاش غنچه ي شادي ميميره
عاشقي تنها پناهه اين دلاي بي گناهه
واسه خالي شدن از غم عاشق شو اين تنها راهه
تو سكوت اين شب تار بگذر از اين سد و ديوار
بخون از عشق اي بهارم توي رقص سيم گيتار
نگو از من اين گذشته نگو كه عاشق نميشم
نگو قلبت پره سنگه عاشق چشمات نميشم
.................................................
می دونی ازت چی میخوام گوش بده واست می خونم
عاشقت شدم عزیزم به خودت تو برسونم
می خوام قلب تو رو ازت بگیرم می خوام عاشقی رو بغل بگیرم
می خوام خط بکشی رو بی کسی هام بشی سنگه صبوره دله تنهام
می خوام اشکی بشی واسم بباری می خوام باور کنم که دوستم داری
می خوام تنها کسه دله تو باشم نمی خوام لحظه ای ازت جدا شم
می خوام باور کنی مرگه سکوتو می خوام یادت بره شعره سقوطو
می خوام تنهایی رو ازت برونم نگو دیگه بریدم نمیتونم
می خوام پر بکشی تو آسمونم می خوام از عاشقی واست بخونم
می خوام دست تو رو تو دست بگیرم فدای خنده هات بشم بمیرم
.........................................................................................................
تف به مرامت روزگار
عزم يار دارم ولي ديدار نيست
نيمه شب ديگر كسي بيدار نيست
شب شده جولانگه ديوي سياه
يادگارش زخمه سينه سوزه آه
در دله شبها دگر مهتاب نيست
بعد يار راهم دگر هموار نيست
روزگارم بدتر از ناني بيات
در خم اين روزگار دل كيش و مات
حسرتا با كوچ يار قامت شكست
با نگاه ديگران عهدي نبست
بر تو نفرينه دلم اي روزگار
اي سبك بال ابر من اشكم ببار
.....................................................................
گريه بسه گريه بسه
دختر غمگين قصه
گريه بسه آخه تا كي
مي خواي اشكاتو بريزي
گريه بسه
داري با اشكات تو قلبم
شب و روز غصه مي ريزي
با توام آواي اشكام
ياره خوبه درد دلهام
دست بگير فانوس ماهو
نگو ديگه تك و تنهام
رحمي كن به اين جووني
بده به بهار نشوني
پاك كن اشكاتو عزيز
جون عشقت غم نخور
اشكي نريز
خوش اومدي مسافرم
مسافرم از راه رسيد يكي اونو تو جاده ديد
همون كسي كه پر زده رفته رو ابراي سفيد
مسافري از شهري دور از نوك قله هاي نور
اومده همدمم بشه تو اين شباي سوت و كور
مثله يه يار با وفا توي بقچه اش پره صفا
نشوني از كي پرسيده؟ از نسيم يا باد صبا؟
خوش اومدي مسافرم بمون نگو در سفرم
سفر يه شعر مبهمه ببين چي آورده سرم
با يه سفر به آسمون تنها شدم تو كهكشون
پريچه رفت پيش خدا مسافرم ، نرو ، بمون
نرو بمون واست ميگم چه مصيبتايي كشيدم
ازاون شباي سرد و تار از كابوسايي كه ديدم
از غم و تنهايي و درد ازغروباي تلخ و سرد
از آدماي روزگار از اشكاي تلخ يه مرد
از خاطرات بچه گیم از كوله بار خسته گيم
از برق چشماي زيباش از اونهمه دلبسته گيم
از اون همه مهري كه داشت از يادي كه به جا گذاشت
از روز خوب عاشقي تا سفرش سمت خداش
ديگه باهات همسفرم اما نميشه باورم
تموم شده تنهاييام خوش اومدي مسافرم
..................................................................
بازي زمونه
واسه داشتنت دله من
ديگه به باور رسيده
خواب سرد و زمستونيم
ديگه به آخر رسيده
روي گونه هامون حتي
قطره اي اشكم نمونده
بوسه ي گرم دله تو
خوابو از سرم پرونده
ديدي بازيه زمونه
كه بوديم واسش نشونه
غم مي خواست با ما بمونه
انگاري طاقت نداشت كه
دستامون با هم بمونه
خدامون چه مهربونه
كه دلش از آسمونه
درد عاشقو مي دونه
داره دستامو به دستات
بي بهونه مي رسونه
[
تو دنياي پر از وحشت رفتن يادگارمنذار ياد تو رو تو خاطراتم جا بذارم
مني كه اسمتو تو قلب شعرام مي نوشتمنذار بي تو تلف شه واژه ی ما... سرنوشتم
نذار تنها بمونم با تو بي تو بي نگاهتبذار بازم بمونم مثل يك كوه تكيه گاهت
نذار پر شه سكوتم از غم توبذار كم شه حضور از رفتن تو
نياز من حضور لحظه ها نيستغم دل از غروب خنده ها نيست
تمام ترس دل مرگه جنونهاز داغ عشق دو چشمام رنگه خونه
نذار خالي بمونه توي شعرم رنگ چشماتنذار پر شه از اشكام ياد حرفات
نذار خط خورده باشم تو ي مشقتنذار قسمت نشه با چشم من بارون اشكت
...................................................................
آدمای روزگار
يكي از ته غروب داره چشمك ميزنهيكي اينجاست كه دلش هنوزم تنگ منه
ته چهار راه دلش به يه بن بست رسيدهتوي بهت و بي كسي آرزوشو نديده
يكي پيدا ميشه از دور تو دلش پر از غرورنميخواد موندني شه توي بقچه اش يه عبور
يكي غمگين و شكسته نشسته گوشه اي سردقاب چشماش پره اشكه تو سينه اش دنياي درد
يكي پيداست كه نميخواد از خودش چيزي بگهولي ميخواد با سكوتش شعر غمگيني بگه
يكي عاشق شده باز ميترسه اما از سفرخاطرات بيكسي شو جا گذاشته پشت سر
يكي زخم خنجري رو دل تنگش نشستهولي باز به روي عشق در قلبشو نبسته
يكي حرفاش پره درده يكي درداش همه حرفهميگه دنياش رنگ شبهاست ولي شبهاش رنگ برفه
...............................................................
غروب تلخ
اون روزا يادم مياد
روزاي پاييز سرد
روزايي كه آسمون
با من عشق بازي ميكرد
اون روزا غمي نبود
كه به خاطر بيارم
عشقي بود تو بيكسيم
رو شونه اش سر بذارم
اون روزا راهي نبود
بين دست من و ما
رو گونه اشكي نبود
سينه بي داغ صبا
اما يك غروب تلخ
بارون غصه رسيد
غمه پر كينه بد
گله خوشرنگمو چيد
پر كشيد عشقه دلم
رو بال خاطره ها
حالا من موندم و غم
ميون فاصله ها
حالا پشت پنجره
تو غروب دل ميشينه
شايد از اون بالا ها
گلش اونو ببينه
باز بياد روي زمين
به وحيد سر بزنه
دوباره عاشقونه
براش گيتار بزنه
دوباره باشه با من
تا دوباره من بشم
اشكامو پاك كنه تا
از تنهايي ها كم بشم
.........................................
............................................
خیلی سخته
خيلي سخته بدوني جا نداريتو قلبي كه يه دنيا دوستش داري
خيلي سخته ا زش دل رو بريدنخيلي سخته ديگه اونو نديدن
خيلي سخته بدوني بي تو شادهبگه عشقش واسه قلبت زياده
خيلي سخته دستش ازتو جدا شهبا دستاي غريبه آشنا شه
خيلي سخته بگه عشقت دروغهتنها باشي بگه دورت شلوغه
خيلي سخته چشات به جاده باشهولي مسافري تو راه نباشه
خيلي سخته نشينه پاي حرفاتبپوسه تو دلت احساس وغمهات
خيلي سخته جدا شه خنده از لببشه فانوسه تو تاريكيه شب
آره سخته نفس بي يار كشيدنتنهايي به ته قصه رسيدن
ديوار سد شد تو راهت آخر كاركلاغ قصه هات موند پشت ديوار
به خونش رسيد و در سفر موندكلاغ قصه ي تو پشت در موند
...............................................
از نو
باید از نو باز شروع کرد زندگی رو زیرو رو کرد
تو دله شبای تیره خنجر تیزی فرو کرد
باید از حادثه رد شد راه فردا رو بلد شد
دل سپرد به موج یک عشق همصدای جزر و مد شد
باید از دیروز گذر کرد به دله فردا سفر کرد
با یه عشقه پاک دیگه شبه تاریکو سحر کرد
پاک بشه از گونه باید اگه اشکی مونده شاید
تا آروم بگیره روحه شاه عشقه این حکایت
باید روی غمو کم کرد تو دله غم پره غم کرد
باید از قصه ی فردا اشک و بیتابی رو کم کرد
باید از ابر بشه خالی آسمونه گریه زاری
بشه چشمات رنگه عشقت رنگه روزای بهاری
تو شبهات باید دوباره باشه لبخنده ستاره
د لو داد به جاده عشق با یه چشمک یا اشاره
........................................................................................
امیدی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
منو از من تو بگیر میشم بارون تو کویر
نگو یارم نمیشی یه کلوم بگو بمیر
نگو دیگه دلی نیست بگو جای دیگه ایست
با اخم ساده ی تو بدجوری دلم گریست
نگو این بی کسیا تقدیر من و شماست
قدمی رو پیش بذار باقی کار با خداست
نگو سخته واسه من له نکن احساس من
دستای منو بگیر گل خوشبو یاس من
منو از این شب تار ببر تا نزدیک یار
تا بره خستگیمون تا بازم بیاد بهار
باورم کن ناز من برملا کن راز من
تا بشه نوازشت نغمه های ساز من
دلم خاکستر شده گونه هام باز تر شده
حالم از اونی که بود بدتر و بدتر شده
دیگه اشکی ندارم چه جوری باز ببارم
آتیشم زدی عزیز با یه دوستت ندارم
توی این آوار درد آره باختم تو نبرد
خیلی سخته ولی باز ببین اشکای یه مرد
آره قلبه من شکست از تو و دنیای پست
خبر کن قلبه منو اگه باز امیدی هست
---------------------------------------------------
صدایم کن
فراموشم نخواهد شد مرا سخت است فراموشي
كجا رفت آرزوهامان كجا رفت آن هم آغوشي
نگاهم خيره بر راهي است كه كه پايانش جدايي بود
خداوندا جدا كردن كجا رسم خدايي بود؟
تسليم تو نخواهم شد مگر جان از كفم گيري
چگونه بعد كوچ يار مرا از گريه مي گيري
خداوندا تو را هرگز نمي بخشم نمي بخشم
صبايم رفت صبايم مرد دگر از مرگ نمي ترسم
مرا وقت است بوسيدن لبانه بي هراس مرگ
مرا وقت است خشكيدن مثاله يك خزان و برگ
دلم چنديست مي گيرد ز درد و دوري بسيار
كنون كه رفته است يارم به عزرائيل مرا بسپار
بگو آيد كه دلتنگم از اين غم هاي بي پايان
چرا انسان نمودي ما ؟ خوشا بر حال چارپايان
پس از مرگش بيامد باز كنارش خستگي پر زد
صدايش كردي و بردي دوباره خستگي در زد
خداوندا خدايي تو؟ مرا از چه تو خلق كردي؟
به قرآنت به قلب من تو بد كردي تو بد كردي
خداوندا ببخش برمن ز دستت خسته و سيرم
دعايم را جوابي ده ورنه از خود ميميرم
مرا از خاك جان دادي خوشا بر حال اين خاكت
ببين افسرده افتاده منه گستاخه بي باكت
صبايم گير در آغوش ز گونه اشك او پاك كن
صدايم كن مي آيم به دست خود مرا خاك كن
.........................................................................
روزگارم تلخ است تلخ تر از خاطره ها
دستهايم سرد است آه از اين فاصله ها
گريه ام از ته دل خنده ام بي محتوا
چشم من خشكيده لب قلب من بي ادعا
مرگ من مرگي رسان اي خداي مهربان
اين همه دلواپسي نيست سزاي عاشقان
نام من تنهايي است آري معناي وحيد
نام ننگين مرا روزگار بر من نهيد؟
من سوار ابر غم غم سوار قلبه من
مي چكد از آسمان قطره هاي درد من
موسم اشك است دل موسم كوچ صبا
كمر عشق شكست عشقه پاكه بي هوا
حال من معلوم است بيكس و رنجيده
بار اين غمه بزرگ چه كسي سنجيده؟
غم من تنهاييست يار من فردا كيست
او صبا خواهد شد؟پاسخش زيبا نيست
اي خدا . باد صبا . كي وزيدن مي كند؟
دست تو مانند او باز آفريدن مي كند؟
بر رهم ياري نه تا صبايم باشد
در ره درياي عشق ناخدايم باشد